الشيخ علي المشكيني
78
تفسير روان (فارسى)
نبوت و ولايت يوسف كه پس از اشاره به جنايتهاى آنها بلافاصله راه اعتذار را بر آنها گشود تا بتوانند بگويند ما جاهل و نادان بوديم . قَالُوا أَءِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهذا أَخِى قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ برادران يوسف از اين كار عزيز مصر كه نامه را بوسيد و سخت گريست و از ستمهاى نهانى آنها دربارهء يوسف پس از گذشت چهل سال و روشهاى ناروا و ظالمانهء آنها دربارهء بنيامين كه قهراً غير اولاد يعقوب از آنها باخبر نبود ، به طور قطع پى بردند كه اين مسندنشين جاه و عظمت و جلال و عزت ، و عزيز مصر بر تخت سلطنت ، همان برادرشان يوسف است . معناى آيه : برادران يوسف همگى گفتند ، يعنى به نحو استفهام اعجابى و تقريرى و اعترافى : آيا تو يوسفى و حتماً تو يوسفى ؟ عزيز گفت : آرى من يوسفم و اين برادر من است ؛ حقّاً كه خدا بر ما منّت نهاد ( ما را از ذلت به عزت ، از جدايى به وصل و از جهل به علم رسانيد ) . حقيقت اين است كه هركس تقوا ورزد و صبر پيشه كند ، خداوند هم بىترديد ، پاداش نيكان و نيكوكاران را ضايع نمىگرداند . قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَاطِئِينَ يعنى : برادران گفتند : به خدا سوگند كه خدا تو را بر ما برگزيده است ، يعنى به عقل و خرد و صبر و تقوا و نبوت و سلطنت ؛ و حقيقت اين است كه ما در كردههاى خود سخت در خطا بودهايم . قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ يعنى : يوسف گفت : امروز بر شما هيچ توبيخ و سرزنشى نيست ؛ خدا شما را مىآمرزد و او ارحم الراحمين است . مراد يوسف گذشت از حقوق چندين سالهء خود و عدم مطالبه و توبيخ بر آن و وعدهء غفران از جانب خدا نسبت به حقوق اللَّه است . و اما حقوق پدر و برادر مطلب ديگر است ، يعنى مربوط به خود آنهاست .